وصیت نامه ی پاسدار شهید غلامحسن جباری غازانی

یا ایها الذین امنو اخذ و احزرکمن فا نفروا ثباتا اوِ انفروا حمیعا

ای کسانی که ایمان آورده اید سلاح خویش را بر بگیرید وبا هم فوج فوج برای قیام بیرون روید

سوره ی آل عمران – آیه 164

شهادت شمع تاریخ است.           )          استاد مرتضی مطهری)

الهی درد دلم نوری بر افروز              مرا تقوای قد یسان بیاموز

شهادت سعادتی است که نصیب هر کس نخواهد شد. اگر به صحنه ی تاریخ نگاه کنیم می بینیم که مسلمان ها وآنهایی که میخواستند حکومت الهی در روی زمین حکومت کند به همه ی زحمات صبر کرده و بعضی وقت هااز همه چیز دست کشیده ودست به هجرت به مکان های دیگر نموده اند تا بتوانند وظیفه ی دینی را عمل کردهباشند. پیامبر اکرم (ص)پس از سالها زحمت وشکنجه در مکه به شهر مدینه هجرت نمود تا صدای اسلام را بگوش جهان برساند. حسین بن علی (ع) در روز عرفه که همه ی مسلمان ها به سوی خانه ی خدا سرازیر بودند هجرت آغاز کرده و به سوی سرزمین کربلا  با یارانخود روانه میشود ، در زمان گذشته نه چندان دور سید جمال ادین اسد ابادی به چند مملکت هجرت می کند  تا از قوانین اسلام اهل جهان را آشنا سازد ویا در سال 142 امام امت کمر به هجرت بسته و به کشور عراق می رود تا در اثر همین هجرت  و کوشش روحانیت حزب الهی انقلاب اسلامی شروع می شود وبه رهبری امام است وبا اراده ی الله انقلاب پیروز میشود. ملت مبارز ایران شما که از اول انقلاب اسلامی از پیشوایان خود الهام گرفته که با نثار جان خود ، چون کوه استوار در مقابل دشمن زمانه ایستاده اید به عنوان یک برادر دینی به هموطنان وهمرزمان سفارش دارم که چنانه قرآن کریم می فرمایند . به ریسمان خدا چنگ زده واختلاف ایجاد نکنید مراعات نموده واز فرمایشات امام خمینی عزیز اطاعت نمود و وحدت کلمه داشته باشید چنان چه بار ها فرموده اند باعث پیروزی در وحدت هر بیشتر شماست. اگر مسلمین درجهان وحدت واتحاد داشته باشند میتوانند پوزه جهانخوارن را به خاک بمالند خدا را سپاس گذاریم که چنین رهبر آگاه وبیداری به ملت ایران ومسلمین جهان عطا فرموده است. اگر به دستور این مرد مجاهد ومبارز عمل نکنیم در مقابل خدا مسئول هستیم برادر وخواهر امروز روز نشستن نیست امروز روزی است که این مرد پیر و حسین زما وابراهیم دوران امام خمینی ندای هل من ناصر ینصرنی سر داده است اگر امروز به ندایش لبیک نگوییم باعث غلبه ی شیطان بر عقل ماست اگر کسی در سر خود عشق زیارت کربلا ونجف را دارد باید برای خود شرکت در این جنگ تحمیلی حق وباطل را واجب بداند من به ملت ایران وصیت میکنم که فریب ضد انقلاب را نخورده وچنان چه امام فرمودند شما باید در یک دست قرآن و در دست دیگر سلاح داشته باشید . اگر با این دو صلاح مسلح شوید هیچ قدرتی نمیتواند به شما غلبه کند. از تمام جوانان حزب الله ی انتظار دارم که برای پاسداری ازخون شهدا هیچ وقت آرام نباشند و همیشه دها منافق را بگیرند که چنانکه کرفته اند . ما برای لبیک گفتن به پیام شهید و برای سرنگونی دشمن روانه جبهه های جنگ حق علیه باطل شدیم که به لطف الله به صدام بفهمانیم که با آل علی هر که بر افتاد در افتاد. اگر در این سفر لطف خدا شامل ما گشت وشهادت نصیبمان شد که این مرگ نیست بلکه سعادت و زندگی جاودانی است.و چند خواهش از خانواده ام دارم که امید است رعایت نموده وباعث ناراحتی رحمان نشوید . از مادر مهربانم تقاضا دارم که در غم ازدست دادن فرزند خویش ناراحتی نکنند . چون در این راه اکبرها وقاسم ها و........ ومادران پسران خود را در این راه از دست داده اند ونانکه امام فرمود ه اند ما از شهادت باکی نداریم . به پدر ومادرم سلام آخری را میرسانم ومی خواهم که  مرا حلال کنند. آن همه زحمتی که به شما داده ام اگر حلال  نکنید در روز قیامت به خدا چه خواهم گفت. ای برادران عزیزم ات جان در بدن دارید در جامه وحدت داشته باشید .ئ دنباله را ولایت باشید بیشتر به کمک همدیگر بروید و در کارها الله را از یاد نبرده که کاری که در راه الله وبرای الله نباشد در قیامت ثمری نخواهد داشت ودر پایان از خدای کریم وقدیم خواستارم که این انقلاب را توسط امام خمینی بدست امام زمان بسپرد وپیروزی برای ملت مظلوم ایران خواهانم وسلام مرا به ملت شهید پرور برسانید.

به امید پیروزی مستضعفین جهان بر علیه جهان خواران

درود بر خمینی روح الله

سلام بر مقاد روح الله

                                                                                                         مورخ26/12/1360


+ نوشته شـــده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعــت22:4 تــوسط میلاد |
وصیتنامه شهیدعلی عیوبی


 

عزیزانم همیشه به یاد خدا باشید و به فرامین اوعمل کنید.(شهید مهدی باکری)

با نام خدا پاسدار حرمت خون شهید آن وبا نام ائمه  هدی و با درود وسلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی خدایا تو را شکر گذارم اینکه توفیق یاری دینت را به من ارزانی داشتی هر چه قدر شکر این نعمت عظمی را در جوار یاران حسین (ع) داشته باشم باز هم کم است چه کنم خودم را با یاری از مسولیت که گربانگیر همه مان است احساس میکنم وبا نیت پا به عرصه جنگ گذاشتم  هر چند که ممکن است که لغزش داشته باشم خدایا توخود آگاهی که ما نه برای مقام نه برای مال ونه برای هر چیز دیگر به جبهه نیامدیم بلکه فقط جهت کمک کردن به استغاثه حسین (ع) است که در سرزمین کربلا فریاد (هل من ناصر ینصرنی اش) به عرش علا رسید. بود ولی کسی نبود به فرزند زهرای اطهر یاری کند اینک ما لبیک گویان فرزند پیامبر هستیم.

خدایا رسم نوکری وآقایی نیست که به لطف ونظر نداشته باشی . خدایا برای ما شهادت در راهت را نصییبمان بفرما.

هر چند کوچکتر ار انم که از این امت شهید پرور که در 5سال جنگ اطاعت محض خویش را به اثبات رساندند می خواهیم که از سخنان امیر گونه امام عزیز پیروی نمود . واز بذل هیچ چیز فرو گذار نباشید و اگر می خواهید در جوار حق تعالی قرب منزلتی داشته باشید فقط تسلیم محض در برابر اوامر ذات اقدس باشید ودر اید جاست که میتوانید به قرب حضرت حق را مورد نظاره کنید.

مخصوص خانواده:

وشما پدر مادر عزیز نور چشمانم ، از من میبخشید که برایتان فرزند خوبی نبودم وحق ودین خویش را در قبال شما ادا نکرده ام انشا الله که به بزرگی خودتان مرا می بخشید و از دعا های خیرتان فراموشم نخواهید کرد.

اما ای برادرانم و خواهرانم که همواره پیام رسان خون شهدای اسلام وهر واجبات کوشا باشند که در این حال منزلتی در جوار حق تعالی داشته باشید.

و از دوستان وآشنایان می خواهم که مرا حلال کنند و آزار واذیتی از من دیده اند به بزرگی خودشان مرا می بخشند.        والسلام

علی عیوبی           مورخ20/11/64

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعــت22:0 تــوسط میلاد |
وصیت نامه محمدباقرخورشیدی

بسم الله الرحمن الرحیم

درودبه رهبرکبیرانقلاب امام خمینی ودرودبرامت شهیدپرورایران ودرودبیکران به پدران ومادران که باخدای خودعهدپیمان بسته اند که امانت خدارابازپس بدهند.مادروپدرعزیزم این وصیت هارابه حضورشما میگوئیم اول واطیعوالله واطیعوالرسول لعلکم ترحمون فرمان بریدازخداورسول اوباشدکه رحمت بشویدمادروپدروبرادران وخواهران عزیز ازخدافرمان ببرید وازامام زمان وازنائببرحقش امام خمینی اطاعت کنیدتاازآتش جهنم درچورباشیدتابه این آیه هم عمل کرده باشیدوتقوالنارالتی اوعدت الکافرین نترسید ازآتش جهنم که مهیاشدبرای کافران وهم به این برادران خودمی گوئیم که سلاح مرابه زمین نگذارند ودنباله رو راه تمام شهیدان باشید وبه صدای امام حسین که درخاک کربلا صدای می کرد(هل ناصرن وینصورونی)جواب مثبت بدهند امروزبه فرمان نائب برحق امام زمان جواب بدهندازاواطاعت کنندوبه خواهرانم می گوئیم مثل زینب گونه عمل کنند مادروپدراعزیزم مراببخشید که حق مادری وحق پدری راکه خدا فرموده بود عمل نکردم وامیدوارم بابخشش شما خداوند بخشایشگرهم گناهان مراببخشد واگرشهادت ازطرف خداوندمتعال نصیب شد برای من گریه نکنید فقط اگرگریه کردیدبرای حسین وبرای مصیبتهای که زینب کشید وبرای علی اصغرکنیدوآخرین وصیت من به هم وطنان وشاگردان مدرسه این است که هیچ گونه فعالیت به ستون پنجم ندهند وشاگردان ودبیران درمدارس راه نفوذی وفعالیت به منافقان وکمونیستها راندهند

                                                                     والسلام علیکم



+ نوشته شـــده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعــت16:3 تــوسط میلاد |
وصیتنامه پاسداراسلام حسن اخلاقی

وصیتنامه پاسداراسلام حسن اخلاقی

سخنانم رابادرودوسلام بیکران به رهبرکبیرانقلاب اسلامی وباسلام به روحانیت مبارز وبادرود به شهیدان انقلاب وخانواده شهدا آغازمیکنم.

یاری میخواهم به جبهه حق علیه باطل اعزام شوم.به جبهه ای که عشق است وشهادتبه جایی که عاشقان شهادت منتظربه نوبت ایستاده اندتابه معبودخویش بپیوندندمیخواهم به جایی بروم که آنجاامام زمان(عج)پشتیبان ماست وبالاخره میخواهم به جایی بروم که خداوندمیفرماید(ومالکم لاتقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساءولولدان....

نیست چرادرراه خداونجات مستضعفین مردوزنی که زیراسارت وظلم واقع شده اندقیام میکنید وآنهاراازاسارت نجات نمیدهند.

آری مابایددرفکرمسلمانان وبرادران وخواهران دینی مان که درکشورعراق زیرظلم وستم جباران یعثی واقع شده اندنیزباشیم مابایددراین ماه محرم دراین ماه خون شهادت ماه پیروزی خون برشمشیرودرعاشورای حسینی راه امام حسین(ع)راادامه دهیم وراه اورابپیماییم چون ماخودمان راسربازامام زمان میدانیم وسربازامام زمان نبایددرمقابل تجاوزدشمن ساکت بنشیند وبایستی جهادفی سبیل الله کندودرراه خدابامشرکان ومتجاوزین بستیزد.

آری من هم به امیدعازم جبهه هستم وفرمان خداوندراگردن می نهم رضی یه رضای ربک وتنها آآرزویم این است که به شهادت که آرزوی دیرینه ام هست نائل شوم.

درآخرازپدرومادرم وتمام پدران ومادران شهیدان میخواهم که صبرواستقامت وشکیبایی داشته باشندوزیاد ناراحت ازدست دادن فرزندانشان نباشندچون فرزندانشان درراه خداازدست داده اندوخدااست که خریدارخون شهیداست واست که قول اجرا خروی رابه شهیدان داده است.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعــت15:32 تــوسط میلاد |
خاطرات شهیدمجیدشنب غازان

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسدارشهیدمجیدشنب غازان که باصغرسن پیوسته درسنگرحق علیه باطل چه درمحل سکونت چه درمدرسه چه درکردستان چه درجبهه های جنگ باضدانقلابیون جنگیدوسعی کرداین نبردراباگفتارونوشتاروبااسلحه درجاهای مناسب هریک ودرزمانهای مختلف بکاربنددوچندباربه جبهه رفت وباشورشهادت این طریق مقدس راپیموداماهروقت که سالم یازخمی ازجبهه برمیگشت این جمله راتکرار میکردمابه تکامل نرسیم تابه شهادت برسیم وخداوندبهترین هاراانتخاب میکندحتی موقع رفتن آخرین باربه جبهه نواری که ازسخنان روشن وبافصاحتایشان گرفته شده جمله مذبورراتکرارمیکندومیگویداین باربه آرزوی خودنائل شوم وخودرا دردرگاه احدیت به درجه ی رفیع شهادت برسانم وهرچندوقت که ازدست روزگارپرحادثه واززیررگباردشمنان اسلام فراغتی پیدامی نمود.

به نوشتن چندخطی ازصدهاسرگذشت خوداقدام میکردکه درآنهانه تنهادرسهای آموزنده برای هم زمانش میباشندوسفارشات مهمی نیزبه ادامه دهندگان راه خونبارش وجودداردکه مصلحت دیدیم بنابه سفارش خودایشان آنجاکه میگویدای آنانکه این نوشته رامیخوانیدیاگوش میدهی؟شمارابه خون پاک شهیدان قسم میدهم که مبادابه این خونها خیانت کنیدومبادایک لحظه امام امت آن نورچشم مستضعفان خارچشم دشمنان ومستکبران راتنها بگذاریدکه دراین صورت من به عنوان یک شهیدروسیاه هرشمارانخواهم بخشید.

این خاطرات جمع آوری گردیده شایدکه توانسته باشیم جزئی ازدین خویش رادرحق بزرگ ایشان نسبت بماهاادانموده باشیم.

                                                                                                                                 واسلام

+ نوشته شـــده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعــت18:16 تــوسط میلاد |
سخنانی ازامام خمینی(ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

ماراچه رسدبااین قلم های شکسته وبیان های نارسادرضعف شهیدان وجانبازان ومفقودان واسیران که درجهادفی سبیل الله جان خودرافداکرده ویاسلامت خویش راازدست داده اندیابه دست دشمنان اسلام اسیرشده اندمطلبی نوشته یاسخنی یگوییم؟زبان وبیان ماعاجزازترسیم مقام بلندپایه عزیزانی است که برای اعلام کلمه حق ودفاع ازاسلام وکشوراسلامی جان بازی نموده اند.

پدران ومادران وهمسران وخویشاوندان شهداءاسیرمفقودین ومعلولان ماتوجه داشته باشندکه هیچ چیزی ازآنچه فرزندان انان به دست اورندکم نشده است.فرزندان شمادرکنارپیامبراکرم وائمه اطهارندپیروزی وشکست برای انهافرقی ندارد.

بارالهااسرای مااسیرجانی ترین دژخیم زمان میباشندمقاومت انهادنیاراشگفت زده کرده است هرچه زودتر انهارابرای خدمت به تووبندگانت ازادفرما وبه خاندان محترم همه صبرواجر وسلانت ومغفرت عنایت فرما.

دراقدام شریف مادران بزرگوارکه دردامن های مطهرخودچنین فرزندانی تربیت کرده اندچه میتون نثارکردوبرای اسیرانی که درزندانهای مخوف دشمن شجاعانه برسردشمنان بشیرت فریادمیکشندچگونه میتوان تعظیم نمود؟

اسرادرچینگال دژخیمهای خودسرودازادی اند واحراجهان انان رازمزمه میکنند.مفقودین عزیزمحوردریای پیکران خداوندی اندوفقرای ذاتی ودنیای دون درحسرت مقام والایشان درحیرتند.

شمامارابافداکاری هاوخدمتتان خجل کده ایدشماحجت رابرماتمام کرده ایدشماباکارهای خودتان سبب مباهان وافتخارپیامبراکرم(ص)شده اید شماامام زمان(عج)راروسفیدکرده اید.

شمادرپیشگاه خداوندمتعال مقامی دارید که مابایدبه شماغلطه ببریم.

شماموجب عزت اسلام ومسلمین ومردم ایران دردنیاگشته اید.شماتاریخ راباعظمت ومعنویت خودزرین وافتخارآمیزکرده اید.شماراملائکه الله فراموش نخواهدکرد.

سلام برمعلولین ومفقودین ئاسرای عزیزی که افتخاراسلام ومیهن اسلامی خویش میباشدورحمت خداوندبراین دامنهای پاکی که پروراننده این جوانان شیردل میباشد.

فرق است میان انان که بااسرای جنگی خویش که درحال جنگ باانان به اسیری درامده اندچون برادران خویش رفتارمیکنندباانانی که بااسرایی که ازایران گرفته اندواکثرانان مردم عرب روستاها یاشهربوده درجنگ دخالت نداشته اندانچنان دژخیمانه رفتارمیکنند.خدایااسرا این شیرمردان دربندراباسلامت وپیروزی به اوطان خودبازگردان وماراخدمتگزاراین ملت وملت راقدرشناس زحمات شهیدانمان گردان.

خداوندانء شاالله این اسرای مارااین کسانی که محبوب ماهستندمحبوب ملت ماهستنداین معلولین رااین اسرارااین تمام کسانی که درانجادربندهستندهمه اینهاراخداوندان شاءالله ازاد کندوماراهم به وظیفه خودمان اشنا کند.

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعــت12:49 تــوسط میلاد |
خاطراتی ازشهیدسرافرازقاسم ضیاءآبادی

                                                                                   

عاشق بود

عاشقی سخاوتمندبود

که برای رسیدن به معشوق

ازهیچ کاری دریغ نداشت

حتی حاضرشدجان شیرین رابدهد

تابه دیدارمعشوق نایل اید

شهیدقاسم ضیاءابادی روز11اردیبهشت سال 1342به دنیا امدتحصیلات ابتدایی رادردبستان کمال وتحصیلات متوسطه رادردبیرستان ستارخان گذراندودرسال1360موفق به اخذدیپلم شداوبه مطالعه علاقه فراوانی داشت رفتاراوبادوستان اشنایان واقوام طوری بودکه همه اوراسرآمدخوبیها می دانستند.اوکم  حرف می زدوبیشتراماده ی شنیدن بوددردوران قبل ازانقلاب باچندنفرازدوستان محله ودوران تحصیل خوددرجلسات مذهبی وسیاسی شرکت میکردودردوران انقلاب درراهپیمائی ها

وتظاهرات حضورفعال داشت بعدازپیروزی انقلاب نیزدرفعالیتهای مساجدحضورپیداکرد.درعبادت خاشع وخاضع بود.مادرش میگویداز9سالگی نمازمیخوانددرخانه یارویاورخانواده بودوبه خواندن دعاومرثیه برای ائمه معصومین(ع)اهمیت زیادی میداد.اوپس ازشروع جنگ تحمیلی درتاریخ13/9/61به پادگان شهیدباهنرکرج اعزام شدوپس ازطی مراحل آموزش باچندنفرازدوستانش به جبهه اعزام شدابتدابه پادگان دوکوهه وبعدبه منطقه چنانه وقرارگاه تیپ حضرت رسول(ص)رفت وسپس درمنطقه عملیاتی فکه درعملیات مقدماتی والفجر شرکت کردوبه عنوان دیده بان ودرپاتکهای دشمن به عنوان آر.پی.چی زن انجام وظیفه کرد.اوانگیزه اش راازرفتن به جبهه نیازاسلام به یاری می دانست وهمیشه می گفت امروزروزامتحان است ومابایدندای امام حسین (ع)رالبیک بگوئیم همرزم اش احسان میگوید بعدازحمله ی مقدماتی یکی ازیاران مابه نام محمود براثراصابت تیربه کتفش وخونریزی شدیدقادربه حرکت نبودقاسم بافداکاری اورابه پشت خودگذاشت وبعدازطی چندکیلومتربه آمبولانس رساندوبازبرای یافتن من ازدوکانال به عمق وعرض6مترو5مترمیدان مین وسیم خاردارگذشت .اوباخصوصیات اخلاقی ویزه ای داشت همیشه درمیان همرزمان وهمراهانش برترونمونه بود برادرش میگوید همیشه جای نخست راداشت ازتولدتاشهادت ودرتصحیلات همیشه ممتازبوددرآموزش نظامی رتبه اول راحائزشددرجبهه به عنوان دیده بان درصف اول رزمندگان بودوبه مدت چهارماه عاشقانه جنگیدوسپس بطورداوطلب به خدمت سربازی رفت وپس ازطی دوره ی آموزشی جهت گذراندن دوره ویزه به گروه 55توپخانه اصفهان پیوست ودوره ویزه دیده بانی رابا امتیازخوبی به پایان رساندودارای درجه گروهبان یکمی ازارتش جمهوری اسلامی شدباسمت دیده بانی به جبهه رفت ومدت هفت ماه فعالانه درجبهه حضورداشت قاسم عاشق مبارزه بود وبزرگترین آرزویش راشهادت درراه خداتشکیل می داد وشایدیقین داشت شهیدمیشودزیرادروصیت نامه اش میخوانیم(پروردگاراتوراسپاس می گویم که این بنده حقیرت رالایق شهادت دانستی)اوبه تلاش بی وقفه خودبه عنوان یک رزمنده ادامه داد تادرتاریخ پنجم بهمن ماه1362براثراصابت ترکش به کمرونخاعش به جمع یاران شهیدش پیوست وبه آرزوی دیرینه خودرسید

                                                                                                           روحش شادوراهش پررهروباد

+ نوشته شـــده در شنبه بیستم آبان 1391ساعــت18:37 تــوسط میلاد |
وصیتنامه وزندگینامه حسین فطانت

وصیتنامه پاسدارشهیدحسین فطانت

بسم رب الشهداءوالصدیقین

                                                                                                                                   باسلام درودفراوان برپیشگاه امام زمان(عج)ونایب برحقش امام امت امیدمستضعفان ونورچشم محرومان خمینی کبیروبت شکن وباسلام به پدرومادرعزیزم که توانستم باشهادت خودافتخارپیش خداوندمتعال کسب نمایم.

خدایاخداونداتوخودشاهدوگواه بودی که هرروزبابرادران درسنگرکه نمازمیخواندیم طلب امرزش وشهادت میکردیم وتوخدای مهربان وبخشنده این عنایت وکرم رادرحق این بنده گناهکارخودارزش عنایت فرمودی که تابتوانم باریختن خون ناچیزخودگناهان خودراپاک نماییم وبتوانم کوچکترین خدمتی برای اسلام عزیزواین انقلاب عظیم انجام بدهیم.

خدایاخداونداتوراسوگندمیدهم به عزت وجلال درگاهت وتوراسوگندمیدهم به خون شهیدان ازهابیل تاحسین(ع) وازحسین تاکربلای خوزستان تاانقلاب مهدی امام خمینی ازآسیب دشمنان مصون نگهدارواین انقلاب رابه انقلاب مهدی متصل کن.                                                                     

ازپدرومادرم میخواهم که مراحلال بکنندوبرایم طلب امرزش بکنندازبرادران طلب امرزش میکنم وازتمام دوستان وآشنایان خداحافظی میکنم.

ازپدرومادرم میخواهم که برایم گریه نکنند وباسربلندی وسرافرازی درتشییع جنازه شرکت بکنندوجنازه مرادرجایگاه شهدای تبریز دفن کنند.

من سه هزار تومان به برادرحسن زمانی به ادرس تهران-خیابان بابانیان سابق-کریم پور شیرازی مابین پارک بابائیان وکاروان جنب لبنیات شابخانی کوچه افرارپلاک1بدهکارم بنیادشهیدپرداخت مینمایدومخارج کفن ودفن مرابسیج سپاه به عهده میگیریدچون وضع پدرم خوب نیست وهرحقوقی بعدازشهادتم به پدرومادرم میرسد.

تمام دوستان واشنایان خداحافظی میکنم.

خدایا خدایاتاانقلاب مهدی خمینی رانگهدار.

به جزاین وصیتنامه بقیه وصیتنامه ازاعتبار ساقط است.

حسین فطانت

11/12/1361

           

زندگینامه پاسدارشهیدحسین فطانت

بسم رب الشهداءوالصدیقین

برادرشهیدحسین کارگرفطانت درسال1334درشهرتبریزمتولدشدپدرش مصطفی وپدراومیرزاحسن معروف به ملاباشی ازفضلای بزرگ شهرتبریزبودوازطرف مادرجدش میرزامحمدمجتهدخیابانی ازمجتهدین وفضلای بزرگ شهرتبریزکه درسال هجری قهری1391ودر22صفرهجری قمری درشهرتبریزوفات یافت که قبرش درطومانیه درنزدیکی مقبره اقای شهیدی مجتهدی معروف شهرتبریزدفن شده است.

که پدرجدش اخوندملایحیی که ازفضلای بنام شهرتبریزبودوانهمپسرمحمدباقروانهم فرزندیحیی وانهم پسرکرم بود.

برادرشهیددردبستان بدر نمونه ودبیرستان حرفه صنعت درخیابان طالقانی تحصیل نمودودرسال54بخدمت اعزام شده پس ازمراجعت بشغل ازادمشغول بوددراوایل انقلاب دراثرفعالیتهای که داشت ازطرف ساواک بازداشت شدوبعداازادگردیددردرگیری وتظاهرات خیابانی شرکت میکردوی جوانی قوی وبااراده ووطن پرست ومتدین بدین اسلام بود.برادرشهیددرکمیته ای تهران فعالیت داشت وازروزی که جنگ تحمیلی شروع شدبطورداوطلب بجبهه اعزام گردیدبنابگفته خودش همیشه درسنگربادوستان خودنمازجماعت میخواندندکه ارزووطلب شهادت وپیروزی بزرگ وازادشدن سرزمینهای اشغالی میهنمان ازدست بهثیهای کافرعراقی راازخداوندمیخواست.

درموردجنگ میگفت ماحتما پیروزهستیم ودائما این قطعه رازمزمه میکردکسی که شهادت راپذیرداسارت نداردمیگفت من شهادت راباجان ودل قبول کرده ام تااخرین خونم درراه وطن خودودین خودم خواهم جنگیددرباره ی شهادت میگفت تن من پرده ای است مابین من ومعبوداگرپرده رابدرم بحق رسم یکی ازخصوصیات اخلاقی برادرشهیداین بودکه درموقع جنگ کوچکترین طمع بمال دشمن بعوان غنائم یاغنیمت چه ازلحاظ جنسی یاپول نداشته بدون طمع بادشمن میجنگیدم وانهاراازبین میبردم زیرازیبایی رادرآن میدیدم زمانی که عراقیهاجنازه های خودشان میبیندیامیبرندبدانندکه مابرای حق میجنگیم نه برای غارت اموال مردم من درسم راازمولای متقیان علی بن ابیطالب یادگرفته ام که به مال دشمن نظرنداشت واودرراه خداوبرای خدامیکشت مانندعمروعبدو.

برادرشهیددرجنگهای که شرکت کرده است درحمله ی ابادان درحمله بستان درنواحی گیلان غرب ودرحمله ی یازهراشرکت داشت وتعریف میکردموقعیکه ازپشت خاکریزمانندعقاب برسرعرقیهادسته دسته بلندمیشدندومیگفتندادخیل الخمینی انامسلم بعدازانکه اسلحه هاوفشنگهارابازدیدمیکردیم وبعدازاسارت بمقامات مربوطه تحویل میدادیم وتعریف میکردموقعیکه زیرغرش توپهاوخمپاره ورگبارمسلسلهابه پیشروی ادامه میدادیم انقدرخوشحال ومستحکم وبااراده بودیم که صدای اسلحه هاوگلوله هابرای مااوازپرندگان دلنشین راتشکیل میدادنداخرین نبردبرادرشهیدعملیات فتح المبین بودکه درتاریخ4/1/61دردشت عباس بدست مزدوران عراقی شهیدشده وماداغدارغمگین کردغم ماازاین است که یکی ازبزرگترین ارزوهای خودش که پیروزی کامل لشکریان اسلام برعراقیهابودندید شهیدشد.

امیدوارم روحش شادونزدپروردگارش ارام باشد.

                                             (سلام ودرودبروان پاکش)

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم آبان 1391ساعــت18:23 تــوسط میلاد |